خانه / نوشتەها / انسان، حیوان، کردستان

انسان، حیوان، کردستان

دکتر حمید کریمی

انسان، حیوان، کردستان
ما انسانها شباهتهای بسیار زیادی بە دیگر جانداران داریم و اصولا در گروە پستانداران طبقەبندی میشویم. ما مانند فیلها، میمونها یا ببرها بدنمان از یک سری سلول با کارکردهای مشخص تشکیل شدە است، احتیاج بە غدا داریم، جمعی زندگی می‌کنیم، زاد و ولد میکنیم، از فرزندانمان مراقبت میکنیم و یک روز میمیریم؛ خلاصە شباهتهای زیادی با دیگر جانداران داریم کە بر همگان آشکار است. با رشد علم ژنتیک و بررسیهای علمی هم، درخت تکامل نژادی (phylogeny tree) انسان و دیگر جانداران شکل گرفتە و مشخص شدە کە مثلا نژاد/نوع انسان دارای نیاکان مشترک با شامپانزەها است.
با این مقدمە زیست‌شناسی، تفاوت اساسی انسان و حیوان در چیست؟ قبل از پرداختن بە پاسخ این پرسش، خود این سوال مشمول این فرض است کە تفاوت یا تفاوتهایی اساسی بین نوع انسان و دیگر حیوانات وجود دارد. بە نظر بندە، وجود این تفاوتها آشکار است و فقط کافی است بە پیچیدگی زندگی انسان امروزی از حمل و نقل و تکنولوژی گرفتە تا دولت و سیاست و غیرە نگاهی بیندازید. هیچکس نمی‌تواند منکر این شود کە ما انسانها دارای توانایی‌های بسیار زیادی نسبت بە عموزادەهای شامپانزە و راستەهای نخستین (primates) هستیم. افراد دارای باورهای دینی (بە خصوص ادیان ابراهیمی) صورت مسئلە را پاک کردە و میگویند خداوند انسان را برتر و با ویژگیهای خاص نسبت بە دیگر جانداران آفرید و بە زمین فرستاد. اما مسئلە بە این سادگی نیست و نمیتوان بە همین سادگی این همە دادەهای علمی و قابل آزمایش را رد کرد. پس سوال این است کە چە شد کە ما از شامپانزەها و دیگر میمونهای همردە ما پیشی گرفتە و بە چنین موجودات پیچیدەای تبدیل شدیم؟ مسلما جواب کاملا قطعی وجود ندارد اما پاسخی کە بە نظر قانع کنندە و درخور توجە و تفکر است این است کە انسانها در مسیر تکامل خود یاد گرفتند کە “تصور” یا “خیال پردازی” (Imagination) کنند. بە این معنی کە انسانها میتوانند همە چیز را تصور و با استفادە از ذهن و مغز پیشرفتە خود بە آن بیندیشند. احتمالا انسانهای اولیە از این قابلیت برای فرار از دشمن، یافتن غذا، حکاکیهای ابتدایی و یا دیگر نیازهای اولیە استفادە میکردند (انسانها از نظر جسمی ضعیفتر بودند). اما رفتە رفتە قدرت “تصور” انسان قوی و قویتر شد و کارکردهای گستردە‌تری یافت. مثلا شما میتوانید بە چیزهایی فکر کنید کە اصولا وجود ندارد مانند یک موجود با بدن یک اسب و سر یک مرغ! نمیتوانید؟ شرط میبدنم شمایی کە این متن را میخوانید فورا آنرا تصور کردید 🙂

در زمینە فردی فردیت شما را تصورات شما تشکیل می‌هد. این تصورات وجود ندارد و در ذهن شماست و این شمایید کە بە برخی از آنها عینیت می‌بخشید و برخی از آنها مانند موجودی کە در بالا تصور کردید در حد یک خیال ( وشاید هم بی‌مصرف) باقی بمانند. اصولا این قدرت تصور و خیال است کە جامعە بشر امروزی ما را تشکیل میدهد و بدون آن ما دیگر انسان بە شکل کنونی نیستیم. هنر، ادبیات، حکومت، كشوداری، وطن و غیرە همە و همە محصول قدرت تصور ماست. لازم است بە این نکتە هم اشارە کنم کە عموزادەهای شامپانزەی ما و اصولا دیگر جانداران بە جای این قدرت تصور از قدرت تصمیم گیری آنی بسیار کارایی برخوردارند. این هم برای زندگی حیوانی و لحظەای و آنی این حیوانات مفید است زیرا کە آنها فقط بە فکر زندە ماندن و ادامە حیات (زیست) هستند. میخواهید این را بررسی کنید، تلاش کنید کە یک میمون را راضی کنید کە موزش را بە شما بدهد تا در مقابل پس از مرگ در بهشت برین زندگی کند!

خوب حالا ممکن است بگویید کە همە اینها بە کردستان چە ربطی دارد؟ صبر کنید بە شما پاسخ خواهم داد. انسان کرد هم مانند دیگر ابنا بشر دارای قدرت تصور و تخیل است. پس چرا همچون دیگر ملت‌ها زندگی با سروری و سعادت را تصور نمی‌کند تا در اعماق افکار او نفوذ کردە و بە دنبال عینیت‌بخشی بە آن برآید؟ چرا کردستانی مستقل و قدرتمند را متصور نمیکند؟ چرا فردایی بهتر را برای خود و فرزندانش تصور نمیکند؟ چرا تصور نمیکند کە کرماشان همچون آمستردام آباد و پیشرفتە شود؟ چرا تصور نمیکند مردم ایلام در خوشی زندگی کنند؟ چرا تصور نمیکند کە سنە و مهاباد و ارومیە جزو بهترین شهرهای دنیا شوند؟ چرا اقتصادی شکوفا و پیشرو را برای کشورش تصور نمیکند؟ چرا خود را خارج از این عذاب روزمرە در این ایران جعلی تصور نمی‌کند؟ و هزاران چرای دیگر

پاسخ سوالات بالا در این است کە اشغالگران کردستان و ایادی آن بە ما “آموختند” کە تصور نکنیم و هیچ خیال و رویایی نداشتە باشیم. بە ما این جملەی سخیف را گفتند کە “بە فکر یک لقمە نان باش”. خیال کردستانی آباد و آزاد را از ما گرفتند. خیالستان انسان کرد را از آزادی و سروری و استقلال خالی کردند و بە او گفتند کە اگر در این جهنم یک روز هم زندە بمانی کار “بزرگی” است. توجە داشتە باشید این یکی از شگردهای (بسیار موثر) اشغالگران و استعمارگران و اربابان قدرت است. سیاهان آمریکا در کورە‌های آدم سوزی نسل کشی نشدند، تنها بە طور سادەای رویای زندگی بهتر و مستقل و آبرومند را از آنها گرفتند و سپس در مزارع پنبە همچون حیوانات و حتی بدتر هم از آنها بیگاری کشیدند. همین بود کە مارتین لوتر کینگ جونیر خطاب بە مردم آمریکا و سیاهان گفت “من رویایی دارم” (I have a dream). بردگی حیوان‌وار انسان کرد هم در کولبری نمود پیدا می‌کند. کولبر از هر آنچە خیال و تصور است تهی است و فقط در حال حاضر و تنها برای زندە ماندن تلاش میکند. او بە فردایی خارج از این رنج نمی‌اندیشد.

سخن آخر. اگر دیگربار با یکی از شیادان دولت ایرانی و احزاب “ایران دمکراسی-کن” برخورد کردید و و از آنها چرندیات سیاست و این “ایسم” و آن “ایسم” را شنیدید، با صدای بلند بگویید “گم شو! ما رویایی داریم، رویای آزادی انسان کرد؛ ما رویایی داریم، رویای دوبارە انسانی زندگی کردن؛ ما رویایی داریم، رویای فرار از زندگی پست حیوانی؛ ما رویایی داریم، رویای کردستانی آباد، آزاد، مستقل و قدرتمند. ما برای رسیدن وعینت‌بخشی بە رویایمان حاضریم جانمان هم فدا کنیم”

پ.ن ١:
در کامنت اول لینک مستند کوتاه و جالبی از مقایسە ذهن انسان و شامپانزەها قرار دادەام. مستدساز بە سراغ یک دانشمند کارکشتە ژاپنی می‌رود کە در یک مرکز بزرگ و مجهز بە بررسی تفاوتهای ذهن انسان و راسته پستانداران نخستین پایه (primates) می‌پردازد. در این مستند قدرت تصمیم گیری آنی شامپانزە در یک سری آزمایشهای جالب مورد بررسی قرار میگیرد.

پ.ن.٢:
بە نظر بندە پست‌تر بودن زندگی حیوانات نسبت بە انسانها مجوز دخل و تصرف و آزار و اذیت در زیست و قلمرو آنها را بە ما نمی‌هد. بلکە برعکس، ما انسانها با داشتن شعور و درک بیشتر، همانطور کە برای بهتر کردن شرایط زندگی خود (و برای ما در اولویت اول مردم کردستان) می‌کوشیم، در حفظ زیست و محیط رشد دیگر جانداران هم باید کوشا باشیم.

درباره‌ی خاک

سەرنووسەر

Check Also

کردستان و بحران هویت ملی

کردستان و بحران هویت ملی هویت ملی بر مبنای غنای مفاهیم کاربردی خود، گستره وسیعی …

شکست اندیشه “تربیت ایرانی” و تئوری “تجزیه طلبی”

ابراهیم فرشی   خلاصه کردها و دیگر ملل، که هیچ نقش سیاسی و حکومتی در …

رفراندوم پیشمرگه ها در اقلیم دیکتاتورها

ابراهیم فرشی   ظهور کشور جدید کوردستان، جدا از خواسته دیرینه کردها، شانس و ایجاد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *