Home / پلتفرم / چرا ایران با رئیس جمهوری برهم صالح موافق است اما هیچگاه به ملا بختیار اجازه ترفیع سیاسی نمیدهد ؟

چرا ایران با رئیس جمهوری برهم صالح موافق است اما هیچگاه به ملا بختیار اجازه ترفیع سیاسی نمیدهد ؟

در اینجا چند مبحث اساسی حول آنارشیسم سیاسی کورد به صورت خلاصه ذکر میشود، در آینده منسجم تر خواهد شد.

١- قرارداد اجتماعی بدون موسسات و دولت

کمونیسم یعنی نفی و حذف مالکیت و پیوندی با جغرافیا، بریدن رابطه انسان از زمین ، خاک و وطن. حال آنارشیسم از همان جنس کمونیسم است، یعنی خلع قدرت و مالکیت از یک حقیقت، و گل آلود کردن مفهوم حق بر ثروت، خاک و جغرافیا. به عبارت دیگر غش از نوع دیگر.

کمونیسم پروژەای برای نابودی حاکمیت اقتصادی یک ملت است و آنارشیسم پروژەای برای نابودی استقلال سیاسی، آنارشیسم در شرق یعنی هرج و مرج برای ساکنان آن و فرصت غارت و چپاول برای قدرتهای بیرونی.

آنارشیسم یعنی قرارداد اجتماعی رۆژئاوا، دموکراسی بدون موسسات، کیبوتز اسرائیلی ، کمون کمونیستی؛ همگی آنها تجاوز به شان و حقمداری انسان است. حقمداری یعنی اعتراف به وجود حق و به رسمیت شمردن آن است.

آنارشیسم همان کمونیسم سیاسی است. در حقیقت آنارشیسم ، یعنی استاتوس غشی بابل، وضعیت نه سیاه نه سفید، سردرگمی، به رسمیت نشناختن.

میدانید دشمن اصلی غرب در خاورمیانه چیست؟ شرکت نفت دولتی.

اگر دولت کنونی عراق حاکمیت (sovereignty) برنفت خود میداشت، اجازه عقد قراردادهای چپاولگرانه و ادامه فقر عمومی کنونی را نمیداد. آنارشیسم ظاهرا با هدف اعلامی نابودی دولت و تجزیه قدرت ورود میکند اما همانند اثر کمونیسم بر اقتصاد، اثر آنارشیسم بر نهادهای سیاسی ، نابودی استقلال سیاسی است، بله دولت صدام دیکتاتور بود، اما موسسات داشت. یکبار ترکها تهدیدکردند که آب دجله را خواهند بست و صدام به آنها گفت شما را موشکباران میکنم اگر در ٤٨ ساعت مصوبه خود را تغییر ندهید. ترکها فورا قانون را برگرداندند، همین ترکیه متجاوز و غره کنونی.
تمام تلاش ایران در رۆژئاوا این میباشد که کورد به استاتوس سیاسی نرسد و آنارشیسم تدریجی همانند خوره، تمام مبارزان، شعف، اراده آزاد و عاطفەهای اجتماعی را نابود کند. این همه نیروی مبارزه در کدام ملت دیگر سراغ دارید.
خانم الهام احمد در کنگره آمریکا بیان میکند ما دولت نمیخواهیم، آیا او نمیداند که اگر دولت داشته باشد ، ترکیه نمیتواند رفیقش ژنرال مظلوم عبدی را ترور کند، زیراکه هزینه سیاسی بالایی دارد و میدانیم که ترور ولیعهد صربستان آغازگر یک جنگ جهانی بود.
آیا میدانید که سازمان ملل برای این بوجود آمد که هر کشوری سرخود به کشور دیگری حمله نکند و اشغالش نکند مگر با اجازه چند ریش سفید ( پنج عضو دائمی)؟
حال و وضع فعلی عراق دقیقا خروجی نهایی آنارشیسم، دموکراسی بدون موسسات و قراردادهای اجتماعی بدون موسسات است. این همان است که ایران، بریتانیا و جبهه گلوبالیستها میخواهند.

٢- چرا ایران با رئیس جمهوری برهم صالح موافق است اما هیچگاه به ملا بختیار اجازه ترفیع سیاسی نمیدهد ؟
چون تودەی مردمی آمادە جنگ (بخوانید قبیلەای) از مردمان کلهور، خانقین، گوران و لک و کرماشان همچنان نیروی نظامی ملا بختیار خواهند بود ولی آقای برهم صالح بی پشتوانه (ویدئو) است، لذا باید خود را به بروکراسی دولت ساختگی عراق (ببخشید بریتانیا و ایران) سنجاق کند. ملا بختیار با یک فراخوان میتواند ارتشی ١٥٠،٠٠٠ نفری از آن مناطق تشکیل دهد، این آمریکا را هم میترساند چه رسد به ایران.
ایران و آقایش آنقدر در مهجور و به حاشیه راندن او تاکید کردند که حتی منجر به انفصال خانوادگی از خانواده طالبانی شده است (تعریب توزخورماتو، خانقین، شیعەسازی افراطی کلهور، زمینلرزه کرماشان و اطراف را به آن اضافه کنید). هدف اول ایران و آقایانش ، نابودی قدرت تودەای کرماشان و بخش سبز (زۆنی سەوز) میباشد، هدف بعدی ناحیه زرد است. تمام تلاش ایران و اقمارش تولید آنارشیسم سیاسی در عقل کوردی است.

٣- قدرتمندی قبیله نظامی پ.ک.ک و بی قدرتی سیاسی ڕۆژئاوا
چه فرقی میان عصبیت فرقەای گریلای پ.ک.ک و عصبیت قبیلەای باشور است، مگر آنکه یکی کمی قدیمی تر و عمردرازتری دارد. اگر این عصبیت فرقەای پ.ک.ک فضیلت است، چرا برای بقیه نیروهای مزوپوتامیا نباشد؟ نتیجه میگیریم، قدرتمندی فرقە/قبیلەای برای خاورمیانه بی موسسه مزیت است. لذا بی قدرتی سیاسی ڕۆژئاوا ، ناشی از بی قدرتی درک معرفتی، سیاسی و خوانش از دولت، موسسات و اقتصاد میباشد. هدف اتفاقات اخیر (عفرین، شرق فرات) همه نابودی قدرت تودەای پ.ک.ک و تمام حلقەاش در غرب کوردستان است، زیرا که از اول قدرت سیاسی/اندیشەای نداشتەاند. قدرت تودەای پ.ک.ک ، یک دولت است همانطور که پارتی یک دولت است. ی.پ.گ یک دولت نظامی است اگر بداند چگونه نیمه سیاسی را به آن بیفزاید.

کورد، مریض سیاسی است و مبتلا به سردرگمی، نام بیماری کورد، آنارشیسم است.

در خاورمیانه دموکراسی، قانون و موسسات سرچشمه قدرت نیستند، قدرت یعنی توده متمرکز، در جغرافیایی مشخص با هدف مشخص استقلال سیاسی.

پ.ک

image_print

پژواک کوکبیان دارای مهندسی کامپیوتر از دانشگاه شریف، MBA از کانادا، فوق لیسانس و دکترای اقتصاد تجارت جهانی و فاینانس از کلرمونت کالیفرنیا، آمریکا است

About پژواک کوکبیان

پژواک کوکبیان دارای مهندسی کامپیوتر از دانشگاه شریف، MBA از کانادا، فوق لیسانس و دکترای اقتصاد تجارت جهانی و فاینانس از کلرمونت کالیفرنیا، آمریکا است

Check Also

٥٠٠٠ سال جدایی ژنتیک گروەهای اتنیکی در جغرافیای ایران

خلاصه مطالعه پیش رو نشان میدهد که در طول ٥٠٠٠ سال گذشته ملت های جغرافیای …

شاڕڵاتان کێیە و شاڕڵاتانیسم چییە؟

شاڕڵاتان بە کەسێک دەگوترێ ،کە بە زمانێکی خۆش وادەنوێنێ کە زانایە،بە ئەزموونە وگرینگە وخەڵک هەڵدەخڵەتێنێ …

بۆچی ئێران دەگەڵ سەرۆک کۆماربوونی بەرهەم ساڵەح کۆکە ،بەڵام قەت ئیزن بە مەلا بەختیار نادا؟

پژواک کوکەبیان بۆچی ئێران دەگەڵ سەرۆک کۆماربوونی بەرهەم ساڵەح کۆکە ،بەڵام قەت ئیزن بە پەرەی …