Home / فلسفه و تاریخ / آشفتگی اسطوره و تاریخ ایران

آشفتگی اسطوره و تاریخ ایران

د. هێڕش قادری


چرا مرز بین اسطوره و تاریخ، در تاریخِ به اصطلاح ایران، مشخص نیست؟ تبدیل شخصیت های تاریخی به شعر و اسطوره، ناشی از نبودِ علم تاریخ و متدِ تاریخی است که روایت اسطوره ای را جایگزین آن می کنند. اما چرا در ایران باستان، چیزی به اسم علم تاریخ وجود نداشته است؟ «چرا تاریخ نگاری در ایران باستان نبوده؟ چون شاه به تنهایی تمامی اهالیِ کشور را مانند پدر، امر و نهی می کرد، همه ی کارها را انجام می داد و تمام مردم، چون رعایای او بودند و تاریخ را خودِ او به قلم می سپارد، او تصمیم می گرفت چه مطالبی برای آینده ضبط گردد» (کلیما، ۱۳۷۱: ۴۷) برای مثال داریوش، نگارش خود از وقایع مربوط به قیام گئوماتا را به عنوان حقایق جاویدان که کسی نباید درستی آنها را زیر سؤال برد، معرفی می کند. «داریوش شاه می گوید: تو که بعدها این کتیبه را نوشتم و تصویرها را می بینی آنها را خراب مکن و حتى القوه حفظ نما» (69- 4 , 67,DB) «اگر تو این کتیبه ها و تصویرها را ببینی و خراب نکنی و حتی القوه آنها را نگاهداری کنی، اهورامزدا یار تو خواهد بود و پایان کار تو برکت خواهد داد. اگر تو این کتیبه ها و تصویرها را ببینی و آنها را خراب کنی و حتى القوه آنها را حفظ نکنی، اهورامزدا به تو آسیب رساند و دودمان تو را نابود کند» (80- 4, 72,DB) باری آنچیزی که مورخان یونانی تحت عنوان حقایق تاریخی روایت کرده اند، بازتاب ایدئولوژیِ قومِ حاکمِ پارس برای تثبیت سلطه، کسب مشروعیت و اشغال/مصادره ی ماد در حاکمیتِ حقیقت بوده است.
تاریخ نگاری مدرن نیز از این امر مصون نیست. جدا از اینکه پایه ی اطلاعات بسیاری از این مورخان، همان اسطوره های شاه پرستی ایرانی است که ابوالمورخین به آن مُهر علمی زد، رواج اسطوره های نژادپرستی آریایی نیز سهم مهمی در برساختنِ تاریخِ ایده آلِ ایران و شخصیت هایی چون کوروش و زرتشت داشت. در ادامه به یک مورد اشاره می کنیم که چطور زرتشت، پیامبر خشونت و متحدِ قدرت پارس ها/هخامنشیان در نابودی مادها، به قهرمانِ روشنگری مبدل شد و در حدِ یک فیلسوف، بالا کشیده می شود که الگویی از برساختن کلیت تاریخ ایران است. از یک سو ملت های اروپایی، فاقد پشتوانه ای تاریخی و تمدنی برای خود بودند و در مقابل ادیان و تمدن های سامی سعی در برساختن پیامبران و تمدن های آریایی برای گذشته ی خود داشتند. از سوی دیگر، سیاست های استعمارِ انگلستان در مشروعیت بخشی به سلطه ی خویش، باعث برساختن توهمِ نژادِ آریایی و عظمتِ تمدنِ آریاییِ ایران در مقابل تمدن های سامی بود. به همین دلیل سکه ی شانس ایرانیان بار دیگر به داد آنها رسید و وضعیت طبیعی ایران، نمادی از تمدن و حقوق بشر گشت.

هێرش قادری

image_print

test@ggma.com'

ذکریا (هێرش) قادری، استاد پیشین دانشگاه علوم تحقیقات کرمانشاه و مدرس پیشین دروس تاریخ و فلسفه غرب میباشد. ایشان دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران میباشد.

About ‌هێرش قادری

test@ggma.com'
ذکریا (هێرش) قادری، استاد پیشین دانشگاه علوم تحقیقات کرمانشاه و مدرس پیشین دروس تاریخ و فلسفه غرب میباشد. ایشان دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران میباشد.

Check Also

قلعه کوردستان

د. هێرش قادری مقدمه در قلعه حیوانات، هنگامی که اسب و خر و گاو به …

دین اجتماعی میترای مادی و دین سلسله مراتبی زرتشت

زرتشت در مقابل میترای مادی (قرارداد/پردیس) نظم الهیِ اشه را بنیان گذاشت و نظم سیاسی …

سه آفت عقل معاصر کوردی

سه آفت عقل معاصر کوردی(1) هێرش قادری لازمه‌ی هر جنبش جدیدی، تئوری جدید و متناسب …