حزب کوردی در ایران: گامی رو به جلو یا زنجیری به پای جنبش کوردی

نقدی بر یادداشت آزاد محمدیانی

رزگار محمودزاده
مفهوم “امر سیاسی” در کوردستان آنچنان به ابتذال کشیده شده است که هر گونه نگاه مستقل و خارج از بده بستان های درون قدرتی بسان امری شوم حذف و طرد می شود. در این میان برخی روشنفکران با کپی برداری از نظریه هایی با ماهیت رئال پولتیک تمام شکاف ها و گسست های موجود را تبیین و تجویز و نسخه پیچی می کنند. در واقع این گونه روشنفکران در نبود “گفتمانی انتقادی و مستقل” با برخورد های کلیشه ای سعی بر اعمال سلطه خود بر فضای سیاسی کوردستان را دارند.

خلاء فکری حاکم بر این جریان دالی است بر برخوردی فرماتیو با تمامی گسست ها و بحران های موجود. بر خوردی که دهه ها مبارزه را به کناری گذاشته و تمام مطالبات کوردستان را در راستای احقاق اصل 15 یا وزریری بنده و مخلص تقلیل داده و خود به بزرگترین عامل استمرار سلطه بر سوژه ی کوردی تبدیل شده است.

در اینجا باید متذکر شد که مشکل کوردستان نه گذار از اصلاح به سمت احزاب (قانونی) بلکه نبود پرسش هایی بنیادین است!پرسش هایی که به “جایگاه” سوژه کوردی بپردازد نه اینکه “بردگی” سوژه کوردی را بازتولید کند. پرسش هایی که از بنیاد خلاء ها باشد نه نسخه پیچی های خلاء ساز. این جریان روشنفکری به دلیل نبود گفتمانی منطبق با بستر خود هر بار برای نفوذ در قدرت سیاسی پوسته اندازی نظری کرده و روشی نو تجویز می کند که نتیجه ای جز اثبات واپسگرا بودنش ندارد.

پیرامون نظریه ای که جناب “آزاد محمدیانی” در مورد لزوم گذر از اصلاح طلبی کوردی به حزب کوردی در ایران پرداخته اند، همین انتقاد وارد است چرا که ایشان بدون پرداختن به ماهیت و چیستی قدرت سیاسی در ایران، مستقیما به تجویز راه حل پرداخته اند. پرسش اولیه ای که نیازمند پاسخگویی است و ایشان باید بدان پاسخ می دادند این است که آیا ماهیت قدرت سیاسی درایران به گونه ای هست که پذیرای شکل گیری احزاب کوردی باشد یا خیر؟

اگر پاسخ به سوال مزبور مثبت است حال باید پرسید تلاش های درون قدرتی از انقلاب مشروطه به بعد برای احقاق این امر تماما با سرکوب مواجه شده است؟ و اگر پاسخ منفی است باید اذعان داشت که چنین راه حل هایی که تناسبی با واقعیت امور سیاسی و ماهیت سیاسی و بستر سیاسی واقعی موجود ندارند چیزی جز اشتباهی تئوریک نیست و چه بسا نتیجه آن به تاخیر انداختن جنبش کوردی باشد

About editor