برگه ای دیگر از خیانت ایران به ملت کورد

برگه ای دیگر از خیانت ایران به ملت کورد !

اعتراف تاریخ نویس فارس کاوه بیات در کتاب وقایع آرارات

قیام آرارات (آگری)

در سال ۱۹۳۰ میلادی، ملی گرایان کرد ترکیه که شاهد ظلم و ستم وحشیانه ی رژیم آتاتورک در حق ملتشان بودند،تصمیم گرفتند برای دومین بار پس از آدمکشی های موسوم به “جنگ های استقلال ترکیه” (۱۹۱۹-۱۹۲۲)،که در حقیقت وحشیانه ترین نوع نسل کشی بر ضد یونانیان و ارمنیان آناتولی بود،دست به اسلحه برده و از شرف و ناموس کُرد دفاع کنند.آنها پنج سال پیش(۱۹۲۵) هم به رهبری یکی از شیوخ مبارز خود بر ضد دولت فاشیست ترک شوریده بودند،اما به سبب قلت تعداد و فقدان تسلیحات رزمی نوین،در برابر ارتش تا بن دندان مسلح دشمن کاری از پیش نبرده و دچار شکست شدند. این بار اما،رهبری قیام کردان را،انسانی دلیر،جسور و در همان حال آموزش دیده و متبحر در دانش رزم و نبرد به دست گرفته بود.”ژنرال احسان نوری پاشا” که به خوبی به مهارت ذاتی کردان در نبردهای کوهستانی آگاه بود،کوه های “آرارات” در منتهی الیه جنوب شرقی آناتولی را برای برپایی نبرد شرافتمندانه اش برگزید.شاید او که یک کُرد اصیل و پاکزاد از نسل مادهای باستانی بود،با خود چنین می اندیشید که بهتر است نبردگاهی که می بایست شاهد دلاوری ها و جانفشانی های همرزمان دلیرش باشد،در جوار میهن همیشگی کردان،یعنی “کُردستان” قرار گیرد.خود ژنرال ماهیت قیام “آرارات” را چنین توصیف می کند:
“جنگاوران كرد مصمم شدند كه نمايشي از نمونه‌هاي قهرماني نياكان خود داده, ارواح آن بزرگواران را كه براي حفظ ميهن و آزادي خود با شمشير برهنه, اسب به درياي دشمن مي‌تاختند شاد كنند, خواستند بار ديگر پرده‌اي از تاريخ جنگ‌هاي کُردها(ایرانیان) و توران را به عالميان نشان داده,‌ ثابت كنند ملت كرد به‌راستي نواده‌هاي آن پهلوانان نامدار ميدان جنگ بوده و در روح سلحشوري و در خون نجيب آریایی آنان تغييري حاصل نشده و نقصي پديد نيامده است.”
با اوج گیری قیام،دولت فاشیست ترک به تکاپو افتاده و سربازان بیشماری را برای سرکوب کردان به منطقه اعزام می کند.اما علیرغم اینکه کفه ی توازن قوا به دلیل کیفیت بهتر و کمیت بیشتر سازوبرگ رزمی ترکان،به ضرر شورشیان کرد است،لشکرهای دولت فاشیست یکی پس از دیگری تارورمار می شوند.خود ژنرال اوضاع نبرد را چنین به تصویر کشیده است:
“از حيث تعداد نفر و نوع اسلحه قواي ترك برتري داشت و از لحاظ موقعيت هم مواضع خوبي داشتند, زيرا در پشت تپه‌ها و در داخل ده موضع گرفته بودند, در حالي كه آراراتي‌ها در زمين مسطح و بدون پناهگاهي قرار داشتند. ولي در مقابل تمام اين برتري‌ها, مجاهدين كُرد تصميم راسخ داشتند. گويي ارواح پهلوانان باستاني ايران در كالبدشان دميده شده و در اين مسابقه جانبازي هر يك مي‌خواست گوي سبقت را از ديگري بربايد.”
آری! براستی که این روح و روان رستم و گودرز و سیاوش بود که در کالبد کردان قهرمان “آرارات” دمیده شده و آنان را به چنین جانفشانی قهرمانانه ای واداشته بود.
به دلیل تحمل تلفات سنگین،به تدریج ترکان که متوجه عدم توفیقشان در صحنه ی نبرد شده اند،زبونانه به فکر دسیسه و نیرنگ می افتند.دولت ترکیه اتهامات بی پایه ای را بر ضد ایران مطرح ساخته و تهدید به مداخله ی نظامی می کند دولت ایران به شدت در برابر تهدید ترک ها مقاومت کرد و به ارتش دستور آماده باش نظامی می دهد.ترک ها که از پاسخ کوبنده ی دولت ایران مبهوت شده اند،به نیرنگی پلید متوسل شده و ضمن ارسال فرستاده های سیاسی به تهران،با بزرگنمایی شورش کردها و سپس مرتبط دانستن آن با “طرح های استعمار انگلیس”!،از دولت ایران خواهان “معاوضه ی ارضی” می شوند،به این صورت که در برابر اعطای مناطقی در “قطور” واقع در مرز مشترک سه کشور ایران،عراق و ترکیه،درخواست الحاق دامنه ی شرقی کوههای “آرارات” به خاک خودشان را برای تسلط کامل به “آشیانه ی عقابها” یعنی نبردگاه کردان را مطرح می سازند.
ارتشتاران ایران که دقیقا به ماهیت پلید نیرنگ ترکها آگاه هستند،دولت ایران را از افتادن در این دام بر حذر می دارند.بحث های فراوانی میان دولتمردان ایرانی درباره ی اینکه “چه باید کرد؟” در می گیرد.گروهی از سیاستمداران دوراندیش همچون “دکتر محمود افشار یزدی”،ضمن مخالفت با پیشنهاد ترک ها،خواستار حمایت فعالانه ی دولت ایران از ایرانیان تحت سلطه ی ترک ها (کردها) می شوند و در سوی دیگر،جمعی از سیاسیون محافظه کار سالخورده همچون “محمدعلی فروغی” که تحت تاثیر دروغهای ترکان قرار گرفته و از ایجاد یک کردستان تحت کنترل انگلیسی ها بیمناک شده اند،خواهان همکاری با ترک ها در سرکوب جنبش ملی کرد می شوند.برای نخستین بار در تاریخ سیاسی معاصر ایران،تضاد میان دو طرز تفکر و “ناسیونالیسم غیرپان ایرانیستی” به شکل بارزی بروز می کند.(برخورد بعدی در مقطع جدایی بحرین از سرزمین پدری و آن دیگری در مقطع انعقاد پیمان “الجزایر” روی داد.
… و سرانجام آنچه نمی بایست می شد،روی داد،آنهم در فاجعه آمیزترین و زشت ترین شکل آن.جناح به اصطلاح “ضد انگلیسی” در تحمیل نظر خود بر شخص اول مملکت،”رضاشاه بزرگ”،پیروز شده و توافق ننگینی میان دو دولت پی ریخته می شود.شرف و ناموس هزاران ایرانی پاکنهاد در اسارت بیگانگان به مشتی خاک فروخته می شود و ایران دامنه های شرقی کوه های آرارات را در برابر مناطق پیرامونی “قطور”و نیز تعهد همکاری با نیروهای سرکوبگر ترک در برابر رزمندگان کرد،به ترکیه واگذار می کند.
در روزی شوم و منحوس،نیروهای سرکوبگر ترک با ورود به داخل خاک ایران و دور زدن کوه،از پشت سر کردها را مورد هجوم قرار می دهند.شورشیان آرارات که از دو سو تحت محاصره ی دشمن قرار می گیرند،غافلگیر شده و نهایتا کشتار خونینی که نهایتا کل شورش را به شکست کشانید،آغاز می شود.ژنرال شهید،خود این صحنه ی تلخ را چنین توصیف کرده است:
روز دوم آراراتي‌ها با فداكاري فوق‌العاده به سنگ‌هاي يادگاري اجدادي خود چسبيده, داخل يك نبرد خونين شده بودند. در اين موقع از پشت سر از سرحد ايران برخلاف انتظار, اول صداي توپ … بعد شليك پياده و مسلسل‌ها بلند شد. براي آراراتي‌ها خيلي ناگوار بود كه با قشون ايران به هر نحوي كه باشد داخل نبرد شوند. فرماندة كُرد اين واقعه را ناشي از يك سوءتفاهم پنداشته… ولي وقتي به سرحد رسيد, چيز باور نكردني ديد: هنگ‌هاي ترك از خاك ايران هم از پشت به آرارات حمله خود را آغاز نموده بودند. معلوم شد دولت وقت ايران با تقاضاهاي دولت جمهوري تركيه موافقت نموده قسمتي از خاك خود را كه در پشت آراراتي‌ها واقع بود براي از بين بردن اين كانون ملي كُرد ـ كانون نژادي ايران ـ در تحت اختيار فرماندهي عالي ترك قرار داده است.
درود بر تو ای کُرد آزاده! درود!
ما “وطن پرستان ایران” به خوبی می دانیم که “گلایه های کُردها” به حق بوده است،که به “اعتماد”شما خیانت شد،که حرمت آن خون های پاک را نگاه نداشتند،که …
و کیست که نداند این خیانت های زشت تا زمانی که قدرت سیاسی ایران در دستان باورمندان به آرمان”ایرانیان” نباشد،همچنان ادامه خواهد یافت؟!

About editor