واقعیت نظام بین الملل و “ملی گرایی تقویت شده” کوردی

داریوش پیری

تجربه تاریخی گواه بر این مدعاست که جنبش ملی گرایانه ملت کورد غالبا بعنوان یک کارت بازی مورد حمایت تاکتیکی قدرت های بزرگ بین المللی و منطقه ای قرار گرفته است, این قدرت ها در راستای منافع خویش و تضعیف رقبا به حمایت از جنبش های آزادی خواهانه کوردها پرداخته اند و غالبا در بزنگاه های تاریخی و بعد از دستیابی به اهداف مورد نظر خود به ملت کورد خیانت نموده اند. استفاده ترک های جوان و آتاتورک از کوردها برای جنگ با دولت های اروپایی وسپس عدم پایبندی به وعده های داده شده به کوردها, قطع حمایت شوروی از جمهوری کوردستان بعد از دستیابی به اهداف خود, و استفاده شاه از کارت کوردها برای مجبور کردن دولت بغداد به امضای قرارداد الجزایر وسپس تقاضا از سی آی ای و موساد برای قطع حمایت از کوردها تنها نمونه ای است برای درک ماهیت و واقعیت سیاست خارجی دولت ها که اصولا مبتنی بر منفعت طلبی می باشد.
اخیرا نیز, تهاجم نابرابرنظامی ارتش ترکیه به روژآوا برگی دیگر از تاریخ را رقم زد که در آن ما شاهد کشتارمجدد کوردها توسط یک دیکتاتورورضایت ضمنی و انفعال قدرت های بزرگ و کوچک نظام بین الملل ازاین کشتار ونسل کشی بودیم. اگرچه برخی مخالفت ها درسطح رسانه ها وافکارعمومی وجود داشت اما شاهد یک انفعال معنا دار ازسوی سیاستمداران آمریکایی واروپایی هستیم.
ازاین رو, به جرات می توان گفت که یک توافق ضمنی میان اکثر قدرت های منطقه ای و بین المللی نسبت به تهاجم ترکیه علیه روژآوا وجود داشت. اگر از نگاه سطحی به موضوع گذر کرده وکمی عمیق تر به تحولات روژآوا بنگریم, باید بگوییم که اکثر دولت ها در راستای منافع خود با عملیات ترکیه همراه بودند و در سطح رهبران وتصمیم گیرندگان نیز اراده واقعی برای مقابله با سیاست های اردوغان مشاهده نشد.
امروزه, کوردها باید به این شناخت دست یابند که در چارچوب اصول حاکم برنظام بین الملل, هربازیگرسیاسی به دنبال منافع وامنیت خویش است. هنگامی یک بازیگر بدنبال تحقق اهداف خود می باشد مفروضه های واقعگرایی حاکم برسیاست بین الملل را سرلوحه استراتژی خود قرار می دهد. اولین و مهمترین اصل حاکم برنظام بین الملل “آنارشی” است که به معنای فقدان یک قدرت مرکزی درنظام بین الملل وتکیه هربازیگربرتوانایی و قدرت خویش جهت پیشبرد سیاست ودستیابی به اهداف است.
هدف اولیه هربازیگر بین المللی نیز تحقق اصل دوم نظام بین الملل است که همان “اصل بقاء” می باشد. بعبارت ساده هربازیگربین الملل باید با آگاهی از حاکم بودن اصل آنارشی برنظام بین الملل بدنبال حفظ بقای خویش باشد. به همین دلیل بازیگران نباید درچارچوب برنامه ای استراتژیک و بلند مدت برای تامین بقای خویش بردیگران تکیه کنند, چرا که در روابط بین الملل اصولا دوست ودشمن دائمی وجود ندارد, از این رو بازیگران ناچارند با بیشینه سازی قدرت خویش بقای خود را تامین کند.
تجربه های تاریخی به ملت کورد آموخته است که آنان “دوستی بغیر از کوهستان” ندارند. این مفهوم عمیق, دارای ریشه های واقعگرایی است که از تجربه و ذهن تاریخی کوردها سرچشمه می گیرد, و می توان استدلال کرد اشاره به همان وضعیت آنارشی در نظام بین الملل است که در آن هر بازیگر بدنبال تامین بقا از طریق اتکا به قدرت خویش است.

 

درواقع کوهستان متناظرهمان “خود کورد” است که همواره پناهگاه و ضامن بقای آنها درطول قرون گذشته بوده است. با برجسته کردن این مهم که, کوردها می بایست ذهنیت واقعگرایی خود را مدرن کرده وبا تکیه بر توانایی خویش بر تقویت و بیشینه سازی قدرت نرم خود بپردازند.
این راهکار, تنها گزینه واقعگرایانه برای کوردها در راستای تامین بقا و مقابله با دشمن خویش می باشد, چرا که عملیات به اصطلاح “چشمه صلح” ترکیه علیه کوردها اولین وآخرین آن نخواهد بود.
اخیرا مبارزان روژآوا درنبردی نابرابر با ارتش قدرتمند ترکیه قرار داشتند, فرماندهان آنها چندین بار ازسیاستمداران غربی بویژه آمریکا تقاضای کمک کردند و حداقل خواهان ایجاد منطقه پرواز ممنوع برفراز روژآوا بودند. این در حالیست که, درمقابل شاهد انفعالی معنا دار ازطرف آمریکا و دیگرهمپیمانان سابق آنان بودیم.
اکنون, اگرازپشت عینکی واقعگرایانه به وقایع بنگریم, درک خواهیم کرد که وزن ژئوپلتیکی ترکیه برای آمریکا واروپا بالاتراز روژآوا می باشد و آن را به وضوح می توان درسخنان ترامپ مشاهده کرد وقتی که می گوید که ” ترکیه همپیمان ما درناتو است و مبادلات تجاری خوبی با هم داریم”, و یا اینکه ” اولویت آمریکا دفاع ازمرزهای خودش است”, همچنین ینس استولنتبرگ دبیر کل ناتو نیزاز عملیات ترکیه دفاع کرده ونگرانی های امنیتی ترکیه را مشروع می داند.
از این رو, با مشاهده اعمال وسخنان این روزهای سیاستمداران غربی وغیر غربی می توان مفروضه های واقعگرایانه را استخراج کرد, بطوریکه به جرات می توان ادعا کرد بیشتر آنها بدنبال منافع خود هستند و بطور ضمنی حمله ترکیه به روژآوا را تایید می کنند.
اگربرخی شعارهای حقوق بشری که پوسته ای برای اعمال اصول واقعگرایی بر سیاست بین الملل می باشند را کناربگذاریم, متوجه خواهیم شد که همگی از اقدامات ترکیه منتفع خواهند شد; ترامپ بدنبال منافع شخصی و انتخاباتی خود ونا امن نشان دادن منطقه برای فروش سلاح بیشتر و اهداف تجاری خویش است. روسیه, سوریه وایران همسو با اهداف ترکیه به هدف خود که تضعیف وفروپاشی خودمختاری روژآوا می باشد, می رسند.
اروپا نیز نه اراده ای برای مخالفت با ترکیه و نه کارتی برای فشار بر آن دارد, چرا که قدرت های اروپایی از ضعف ژئوپلتیکی نسبت به ترکیه برخوردار بوده, و دیگرنمی خواهند با موج جدیدی ازمهاجران مواجه شوند.
لذا کوردها درچنین شرایطی نباید کاملا به حمایت استراتژیک آمریکا, روسیه, اروپا ودیگرکشورها امیدوار باشند. چراکه اگر تا کنون نیز حمایتی تاکتیکی ازآمریکا وبرخی کشورها دریافت کرده اند صرفا در راستای منافع کوتاه مدت آنها درحمایت ازکوردها بوده است. می توان از تجربه روژآوا بهره جست و آن را در آینده تبدیل به یک فرصت نمود.
تحولات روژآوا ظرفیت بالقوه ملی گرایی کوردی را آشکار نمود که در قالب اعتراض هایی گسترده در سراسر دنیا بروز یافت. این اعتراض ها بواسطه پوشش رسانه گسترده موجی از مشروعیت و مطلوبیت برای مبارزات آزادی خواهانه کوردها ایجاد نمود و جنبش ملی گرایی کورد را ازغالب سنتی و منطقه ای خارج و تبدیل به یک مسئله بین المللی نمود. بین المللی شدن جنبش کوردی منجر به افزایش فشار افکارعمومی بین المللی بر سیاستمدارانی مانند ترامپ و اردوغان جهت تغییر رفتارشان شد.
علاوه براین برای اولین بار شاهد اتحاد کوردهای سراسر دنیا درحمایت از مبارزین آزادی خواه کورد بودیم که بیانگر پتانسیل جنبش ملی گرایانه کوردی می باشد. تجربه روژآوا نشان داد که کوردها باید بیش از پیش بر تقویت “ملی گرایی فراگیر” تمرکز نمایند. “ملی گرایی فراگیر تقویت شده” باید جایگزین “ملی گرایی گسسته” کنونی کوردی شود. در این راستا, ابتدا, از طریق فعال سازی دیاسپوراهای کورد می توان مقدمات جهانی شدن مسئله کورد را فراهم نمود. از این طریق, دیاسپوراهای نخبه کورد می توانند جنبه های وحدت بخش ملی گراییانه کوردی را تقویت نمایند. دوم, نخبگان کورد می بایست با حمایت رسانه های جدید اسطوره های وحدت بخش کوردی را برای نسل جدید در سراسر کوردستان برجسته نمایند تا ازاین طریق گسستگی موجود ترممیم و یک ذهنیت واحد ومنسجم کوردی گسترش یابد.
“ملی گرایی تقویت شده فراگیر” بهترین مکانیسم برای تقویت و تداوم جنبش ملی گرایی کوردها در نظام آنارشیک بین الملل خواهد بود. تجربه سده اخیر نشان داده که با وجود, کشتار و نسل کشی کوردها توسط دولت عراق, سوریه و ترکیه و همچنین سرنگونی جمهوری کوردستان وجنبش های کوردی در ایران, کماکان شاهد تداوم مبارزات آزادی خواهانه کوردها بوده ایم و آنچه باعث تداوم این امر شده پدیده “ملی گرایی” است.

About editor