زندگی اکراد در دمشق

‍ نگاهی به کتاب «حي الاکراد فی دمشق»

اسماعیل شمس

کتاب «کرد محلهٔ دمشق» نوشتهٔ عزالدین ملا، چاپ ۱۹۹۸ بیش از هر چیز نماد ۸۰۰ سال تاریخ فرهنگی و تمدنی کرد است. این محله که در دامنهٔ کوه قاصیون در شمال دمشق و میان دشتهای برزه و قابون قرار دارد، در سدهٔ ۶ق همزمان با ورود ایوبیان به دمشق بنیان گذاشته شد. عزالدین ملا در این کتاب، تاریخ آن را تا سال ۱۹۷۹م/۱۳۵۷ش بررسی کرده و ابعاد مختلف اهمیت این محله را نشان داده است. او از جغرافیای محله، نوع معماری و خانه سازی، قبایل و طوایف و خاندان های مشهور کرد، زبان و لهجۀ ساکنان، آداب و رسوم و فولکلور، مقابر باقی ماندۀ بزرگان کرد، مساجد و جوامع و تکایا و دیگر وجوه زندگی کردهای ساکن در این محله سخن گفته است.

در تاریخ ۸۰۰ سالهٔ کرد محلۀ دمشق چندین نسل از کردان از جای جای کردستان به آنجا مهاجرت کردند و در آن اقامت گزیدند. موج اول مهاجرتها در دوران ایوبی بود. موج دوم در دورۀ عثمانی و موج سوم نیز پس از تشکیل جمهوری ترکیه و سرکوب کردها رخ داد.

مهم ترین ویژگی مهاجران به کرد محله تعلق آنان به طبقه فرهنگی و نخبۀ کرد بود. در این کتاب، نام صدها شخصیت بزرگ و نامدار کرد آمده است که در خلال این ۸ قرن در کرد محله به دنیا آمدند یا به آن مهاجرت کردند؛ در آن زندگی کردند و در آن دفن شدند. عزالدین ملا یادگارهای فرهنگی عهد ایوبیان و کردهای پس از آنان را از جمله مدارس و مساجد و زاویه ها و خانقاهها و مقبره هایی که ساخته اند، نام برده است. کرد محله در طول تاریخ خود مورخان کردتباری چون ابن خلکان و ابن اثیر و ابن ابی الهیجا، جغرافیدانانی چون ابوالفدا، محدثان نامداری چون ابن صلاح شهرزوری، ریاضیدانان بزرگی چون ابن جزری، فیلسوفان برجسته ای چون آمدی، عارفان بزرگی چون مولانا خالد شهرزوری و روشنفکرانی چون جلادت بدرخان و کامران بدرخان و صدها بزرگمرد دیگر کرد را به خود دیده است. کرد محلۀ دمشق را می توان عصارۀ تاریخ فرهنگی و تمدنی پیوستۀ کرد در طول ۸ قرن گذشته دانست.بزرگان کرد در طول تاریخ به کرد محله بسیار اهمیت می دادند و آنجا برایشان مکانی مقدس بود. با مطالعۀ فهرست قبایل و طوایف ساکن در کرد محله که عزالدین ملا گردآوری کرده است، مشخص می شود که تقریباً افرادی از همه طوایف کرد در همه جای کردستان در آنجا بوده و هویت طایفه ای خود را تا دوران معاصر حفظ کرده اند؛ به نوعی که می توان کرد محله را «کردستان کوچک» نامید. در دوران قدیمی تر علمای کرد از هر مذهبی، چه سنی(شافعی، حنبلی، حنفی و مالکی) و علوی و ایزدی و با هر گویشی(کرمانجی، سورانی، گورانی، زازا و …)در کرد محله اقامت می گزیدند.در دوران عثمانی در نزدیک همان خانقاهی که مولانا خالد، تصوف نقشبندی را تبلیغ می کرد، عارف کرد دیگری در حال ترویج طریقت قادری بود و فقیهی نامدار نیز در مسجد مجاور از شریعت می گفت.

در دوران معاصر نیز زمانی که امیر جلادت بدرخان نشریه ناسیونالیستی هاوار را در کرد محله منتشر می کرد، کمی آن طرف تر خالد بکتاش در مقام دبیر حزب شیوعی(کمونیست) دنبال آرمانهای چپ بود؛ عثمان صبری حزب دموکراتیک کردستان را رهبری می کرد و شیخ احمد کفتارو در مقام مفتی کل در مسجد جامع اکراد فتوای دینی صادر می نمود. جگرخوین شاعر، شعر می گفت و محمد خیر وانلی برای جوانان محله تولید شغل و سرمایه می کرد.کرد محلۀ دمشق نماد وحدت در عین کثرت جامعۀ کردی و جایی بود که همۀ آن بزرگان را با خاستگاه و افکار متفاوت در قالب هویت کردی محله کنار هم قرار می داد.

کرد محله در دوران معاصر کارکرد دیگری هم یافت و آن پناه گرفتن آوارگان کرد فراری از ظلم و زور ترکیه و فرانسوی ها در کردستان سوریه و نیز فلسطینی ها پس از سال ۱۹۴۸ در آن بود. برای نمونه یاسر عرفات، مستأجر خانۀ استاد سلیم ماردینی در کرد محله بود یا محمود عباس رهبر فعلی حکومت خودگردان در کوچه مسجد کردان و نزدیک مقبرۀ مولانا خالد نقشبندی زندگی می کرد.

کتاب حي الاکراد با وجود همه ویژگی‌های ممتاز و مفید آن دارای نواقصی هم هست که ناشی از وضعیت سیاسی و امنیتی حاکم بر سوریۀ آن زمان بوده است. هر چند نویسنده با تقدیر از حافظ اسد و فرزندش بشار زمینۀ لازم برای انتشار کتاب را فراهم کرده است؛ اما به سبب ترس از دولت، نام برخی رجال کرد را که در صف مخالفان نظام حاکم بوده اند، نیاورده و از طرح مباحثی که خلاف ایدئولوژی حزب بعث بوده، پرهیز کرده است.

با وجود این نقایص، کتاب از جهت تمرکز بر یک محله کردی در دمشق و نشان دادن اهمیت فرهنگی آن بسیار ارزشمند است؛ به ویژه آنکه امروز دیگر حتی نام این منطقه عوض شده و بسیاری از یادگارهای کهن آن از بین رفته اند.
علاقه مندان می توانند متن کامل کتاب را در فایل پیوست مطالعه کنند.

سرچشمه

بیروهزر

About editor